انجمن نویسندگان سخن شهرکرد
با تو سخن خواهم گفت... 
قالب وبلاگ
چت باکس


لینک دوستان

هوالحق

سلام دوستان عزیز

انجمن نویسندگان سخن با هدف شناسایی استعدادهای نویسندگان استان از سال ۷۷ فعالیت می کند، اما در سال ۹۱ با نام رسمی "انجمن نویسندگان سخن" توانست خود را به ثبت برساند و زیر نظر اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرکرد به کار خود ادامه دهد و از همان زمان بود که وبلاگ انجمن هم تاسیس شد.
کار وبلاگ بر سه پایه استوار است: اول و مهمترین رسالت ما نشر آثار خوانده شده در انجمن و شناساندن نویسندگان انجمن به دیگر هنرمندان هست. دوم درج مطالب آموزشی، هم مطالبی که در انجمن مطرح می شوند و هم به غیر از آن و سوم درج اخبار انجمن می باشد.
انجمن در روزهای دوشنبه ساعت 4 در سالن جلسات اداره ی ارشاد شهرکرد (میرآباد غربی بالای بلوار طالقانی روبروی میدان ابوریحان ) برگزار می شود. حضور در انجمن به غیر از رعایت موازین شرعی و اخلاقی و پذیرفتن مرام نامه ی انجمن شرایط خاصی ندارد. 

بنده به یاری خدا هر هفته وبلاگ را به روز خواهم کرد. آمار بازدید وب نشان می دهد که وبلاگ روزانه از بازدید مناسبی برخوردار است اما متاسفانه کمتر بازدید کنندگان نظر می گذارند. ان شاء الله با نظرات خود ما را در پربار کردن وبلاگ و انجمن یاری کنید. مدیر وبلاگ از هرگونه پیشنهاد و انتقاد استقبال می کند. توجه داشته باشید وبلاگ در صورتی به روز می شود که اعضا و دیگر دوستان و هنرمندان آثار خود را چه از طریق ایمیل و چه از طریق قرار دادن در قسمت نظرات به دست من برسانند، بنابراین حیات وبلاگ به یاری شما وابسته است. 

دوستان چه اعضای انجمن و چه غیر اعضا می توانند در صورت تمایل آثار خود را در بخش نظرات وب گذاشته تا بنده آن ها را در وب منتشر کنم. یا حق

این پست ثابت است، لطفا دیگر پست ها را بخوانید.

[ سه شنبه یکم اسفند ۱۳۹۱ ] [ 0:34 ] [ مدیر وبلاگ ]
مانده تا مرغ سر چینه هذیانی اسفند صدا بردارد

مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید

تشنه زمزمه ام

سال نو مبارک.

[ جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:23 ] [ مدیر وبلاگ ]
22 بهمن، تولد انقلاب مقدس و الهی ایران اسلامی و نیز روز تجدید عهد با امام خمینی( رحمته الله علیه)، شهدای گرانقدر و رهبر معظم انقلاب، عاشقانه مبارک.

به امید آمدن قریب پرچمدار اصلی این انقلاب...


برچسب‌ها: 22 بهمن, انقلاب, تجدید عهد
[ چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:21 ] [ مدیر وبلاگ ]

به یاد دارم سال پیش متنی نوشتم در وصف پاییز و احوالات خودم، این متن به قدری برایم دلپذیر است که بعد از گذشت یک سال روزی نیست که آن را نخوانم.

 یادم هست آن روز هوا بارانی بود و استاد از ما خواست تا درباه همین هوا داستانی بنویسیم. از استاد اجازه گرفتم تا روی صندلی کثیف در حیاط، زیر درخت گردو داستان بنویسم. باران همه چیز را خیس کرده بود و صدای بوق ماشین ها از خیابان شنیده میشد.

به قول سوزان سونتاک:« کتابی که ارزش چند بار خوانده شدن را نداشته باشد، به همان یک بار خواندن هم نمی ارزد.»

من این متن را چندین بار خوانده ام  پس ارزش خواندن را دارد. بگذارید قسمتی از آن را برایتان بخوانم:

« دوباره ابر ها آسمان را پوشانده اند و با اینکه چند ساعتی بیش نیست که باران بند آمده و هنوز زمین خیس است و هنوز داخل برگ هایی که روی زمین افتاده اند آب هست و هنوز باران را میشود در تمام شهر بویید، امکان باران وجود دارد. به یاد دارم در تابستان، هنگام ظهر، وقتی از گرمای هوا بی تاب شده بودم آرزو کردم پاییز زود تر بیاید و وقتی در تصوراتم فرو میرفتم و خود را می دیدم که از پشت پنجره بخار گرفته که قطره های باران روی آن نشسته است بیرون را نگاه میکنم خوشحال میشدم و لبخندی بزرگ بر لبم می نشست.دیروز هنگامی که به نان وایی میرفتم دیدم که در دو طرف خیابان برگ های درختان ریخته است هنگامی که از روی آنها رد میشدم صدای ترد خورد شدن برگ ها برایم گوش نواز بود. زمانی که به نانوایی رسیدم جمعیت زیادی را آنجا دیدم که همه از سرما می لرزیدند آخر صف مردی که معلوم بود اهل ادب است گفت:« هوا بس ناجوان مردانه سرد است های» من هم در جوابش گفتم:« هوا سرد است و بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد» مرد لبخندی زد و گفت:«بله... بله...»

هنگامی که از نانوایی برگشتم تازه معنی لبخند آن مرد را فهمیدم، من شعر را اشتباه خوانده بودم ودرستش اینست: «جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد»

انگار باران دارد شروع میشود و من هنوز انتظار میکشم، انتظار چه، بهتر است نگویم و به همین توصیف پاییز اکتفا کنم.

به قول اخوان:« پادشاه فصل ها پاییز»                                           


برچسب‌ها: پاییز, متن ادبی, خیس, جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد
[ چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 22:9 ] [ مدیر وبلاگ ]

 خون بر شمشیر پیروز است...

و آن زمان که شمشیرهای ننگین قد علم کرده ریشه های مستحکم درخت برخواسته از اسلام ناب محمدی را نشانه گرفته بودند ، بار دیگر انگیزه الهی ، ایمان پولادین ، روحیه ی حق طلبانه و قلب های آکنده از عشق و محبت عاشورای حسینی ،ولایت فقیه و اهلبیت علیهم السلام در صحنه حاضر شدند و وعده ی پیروزی خون بر شمشیر را بار دیگر در کربلایی حسینی ، رساتر از همیشه به گوش جهان و جهانیان رساندند و این بار ثابت کردند امام حق دیگر تنها نیست . 

آری حماسه ی نهم دی ماه ، حماسه ی پشت پا زدن ملت ایران اسلامی به غائله آفرینان اموی و فتنه انگیزان سیه کرداری است که با اقدامات وقیحانه ی خود ، اقداماتی که متأثر از برنامه های طراحی شده ی چندین ساله ی غرب و استکبار جهانی و منافقین و دشمنان قسم خورده ی این مرز و بوم اسلامی و محمدی بود ، در پی سرنگونی درخت تنومند ، مستحکم ، الهی و جهانی انقلاب اسلامی ایران و ایجاد حکومت شیطانی و غرب گرایانه به جای آن بودند . 

اما به حقیقت که خداوند بزرگ همیشه با حق و حق طلبان بوده است . 

 و ما هنرمندان و نویسندگان این مرز و بوم نیز چون همیشه در حماسه ی 9 دی ماه با اندیشه ، گفتار و نیز قلم مقدس خود بارها ثابت کرده ایم و خواهیم کرد پشتوانه ی ولایت فقیه ، انقلاب اسلامی ایران ، شهدای گرانقدر و مقدسات و ارزش های نشأت گرفته از مکتب عاشورای حسینی و امام خمینی (رحمه الله علیه) بوده و خواهیم بود ؛ حتی به قیمت جان خود .

به امید آمدنش....

[ سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ ] [ 16:14 ] [ مدیر وبلاگ ]
به نام خدای مظلومان و قلم را سوگند می دهم به حرمت مظلومیت دیرینه ات و به حرمت خون های مقدسی که در رگ های سرزمینت جاری گشته اند و سبز تر می کنند هر روز زیتون های سر بر افراشته ات را ... آری سوگند می دهم قلم را تا بشکند بغضش را و تاب سخن گفتن از تو را داشته باشد.سوگندش می دهم تا سخن بگوید و فریاد زند رساتر از همیشه تو را ...تو را که پرچمدار استقامت،مردانگی و مقاومت دنیایمان هستی... ای سنگ تر از سنگ...باتو سخن می گویم. ای فلسطین..ای جاودانه در قلب های مادران و پدران و فرزندان ایران زمین. با تو سخن می گوییم و اشک ها یمان را نثار درهایت می کنیم و درد های مظلومانه ی کودکان و مردمانت را به جان می خریم...با تو اشک می ریزیم ،با تو می خندیم و تا رسیدن پیروزی قریبت قنوت دست هایمان را به آستان پروردگارمان بلند می کنیم. ای مقدس سرزمین فلسطین...باید تا ابد بمانی و مقاومت کنی.ما نیز چون همیشه در کنار تو تا آزادی ات می مانیم و می جنگیم با سلاح مقدس اندیشه و قلم ،با اهریمنان خون آشام تاریخ و با اسراییل ننگ دنیایمان چرا که باور داریم مستضعفین وارثین زمین اند...

[ یکشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۳ ] [ 12:17 ] [ مدیر وبلاگ ]

 

انجمن نویسندگی سخن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان  شهرکرد برگزار می کند

 

کارگاه حرفه ای نویسندگی

داستان                   فیلم نامه            نمایش نامه

 

با حضوراساتید برجسته  :استاد بلالی . استاد صدیقی  . استاد بنی طالبی

زمان :دوشنبه ها ساعت :۱۶تا ۱۸

مکان:شهرکرد،میرآباد غربی،میدان ابوریحان بیرونی ،اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرکرد 

 

[ دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۳ ] [ 11:31 ] [ مدیر وبلاگ ]

 صورت استخوانی‌اش را عرق پوشانده بود. کابوس می‌دید، خوابیده زیر پتو سبز رنگش، کنار بخاری. از آن کابوس‌ها که یک آدم بیست‌ ساله می‌بیند. پاهایش را تو شکمش جمع کرده بود و دست‌هایش را بین پاها گذاشته بود. گاهی چیزهای بی‌معنی‌ای هم می‌گفت. با صدای بلند. سُردَنگ می‌کشید. اما هیچ کس در خانه نبود که بیاید سر وقتش.

تو گوشش صدای طبل می‌آمد. به پهلو غلتید تا صورتش خنک‌ شود. فایده نداشت. بلند شد. شکمش سفت و سَقَط شده بود. خودش این‌طور گرفته بود. چاره‌ای نداشت، ول نمی‌کرد. صبح زود که بیدار شد برود دم پنجره درد جلو چشمش راه می‌رفت.

دستش را روی دلش گذاشت و سلانه سلانه خودش را به دست‌شویی رساند.

چند نفس عمیق کشید. نفس‌هایش را می‌دید که آن طرف پنجره، یک توپ پشمی سفید می‌ساختند. نوحه‌خوان‌ و طبال‌ها سُرنا برداشته بودند. دسته سیاه‌پوش‌ها را برانداز کرد: عَلَم از خم کوچه خارج می‌شد و زنجیرزن‌ها هم عقبش می‌رفتند. آن را با دسته عاشورای پارسال قیاس کرد. در آن لحظه چیز زیادی یادش نبود. فکر کرد همان دسته پارسال است که یک نفر را پشت پنجره جا گذاشته. خواست برود پایین اما نای راه رفتن نداشت.

می‌گرفت، ول می‌کرد. می‌گرفت، ول می‌کرد. زنجیرها را که از دیشب لب پنجره بودند، برداشت. مردد ماند. مثل کبوتر دوبرجه‌ای که از روی بام خانه روبرویی به‌اش زل زده بود. دوباره داشت می‌گرفت. در دل آرزو کرد کاش از این سرماپیرزن هم جان سالم به‌در ببرد.

......سروش غلامی ارجنکی
[ شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۳ ] [ 19:38 ] [ مدیر وبلاگ ]
سلام دوستان

از امروز مدیر وبلاگ کلیه ی وظایف خود را به یکی دیگر از دوستان حاضر در انجمن تفویض می نماید. امیدوارم بنده در انجام وظایفم موفق بوده باشم و مسئول جدید نیز وظایفش را به نحو احسن انجام دهد.

محتاج دعای خیر شما هستم

[ پنجشنبه یکم اسفند ۱۳۹۲ ] [ 15:18 ] [ مدیر وبلاگ ]
کارگاه داستان نویسی انقلاب در تاریخ ۲۱ بهمن با حضور آقایان گنجی ( مدیرکل ارشاد اسلامی استان)، اکبریان ( معاون مدیرکل) ، کارگران ( رئیس اداره ی ارشاد شهرستان) و همین طور استاد بلالی برگزار شد.

در این جلسه استاد بلالی در مورد مهجور ماندن داستان انقلاب صحبت  و دیدگاه های داستان نویس انقلابی استاد سرشار در مورد داستان انقلاب و چالش های موجود را تشریح کردند.

برخی از دوستان آثار خود را خواندند و از نویسندگان برتر با اهدای جوایزی تقدیر شد.

نویسندگان تقدیر شده: خانم ها سمیرا امیرخانی، مهین بنی طالبی، نیره ندیمی، اکرم باقری، خاطره شیوندی و آقایان سعید مردانی، علی اکبر شمس الدینی، سروش غلامی و سعید مردانی

 

 

 

[ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 15:11 ] [ مدیر وبلاگ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به نام او که در قرآنش به قلم سوگند خورده است
انجمن ادبی شهرکرد (استان چهارمحال و بختیاری) با رویکرد داستان (بالاخص داستان کوتاه) و فیلم نامه درسال 1377 با مسئولیت اساتید استان کار خود را آغاز کرد و پس از آن بدون وقفه به فعالیت خود ادامه داد و به پرورش استعدادهای استان پرداخت. انجمن در این سال های فعالیت با فراز و نشیب های زیادی روبرو شد، اما با تلاش علاقمندان و اساتید توانست به حیات خود ادامه دهد. این محفل صمیمی توانست جشنواره ها و کارگاه های داستانی متعددی برگزار و کتابی با نام " قصه ای که نگفت" از مجموعه داستان های اعضا چاپ کند. در نهایت انجمن توانست در سال 1391 خود را با نام رسمی "انجمن نویسندگان سخن" به ثبت برساند و فعالیت رسمی خود را زیر نظر اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان شهرکرد ادامه دهد.
هم اکنون انجمن به صورت هیئت امنایی اداره می شود و 5 عضو اصلی که با رأی اعضا انتخاب شده اند به مدت دو سال هیئت امنای انجمن را تشکیل می دهند. مسئولیت ها شامل رئیس، نایب رئیس، مسئول امور مالی، روابط عمومی و بازرس می باشد.
این وبلاگ قرار است داستان های خوانده شده ی اعضاء را با اجازه ی خودشان منعکس کند و در دید علاقمندان قرار دهد و خبر همه ی فعالیت های اصلی انجمن را در این فضای مجازی منعکس کند تا ان شاء الله شما دوستان با بیان نقد،نظرات و پیشنهادات خویش ما و اعضاء را در امر مقدس نویسندگی یاری دهید.
با تشکر از جناب آقای بلالی و همه ی دوستانی که برای این محفل ادبی بسیار تلاش کردند اما دیگر در جمع ما نیستند و با تشکر پیشاپیش از همه ی کسانی که در آینده جا پای ما خواهند گذاشت...!

جلسه ی انجمن دوشنبه ها ساعت 4 در سالن جلسات اداره ی ارشاد شهرکرد (میرآباد غربی) برگزار می شود.